چی کنیم دگه ، آزادی بیان اس !

بی بی گل که دعوا میکنه که ازبرکت آزادی بیان نام خوده  به سندریلا  تبدیل کده نام خدا از نمونه های کلان آزادی بیان و دموکراسی اس. تا شور میخوری میگه دموکراسی اس، تابرش میگی که گپش به دیموکراسی ارتباط نداره ددانت میزنه میگه آزادی بیان اس هرچی دلم شد میگم .

مویای خوده مثل عسکرای زمان خدا بیامرز ماشین بلند کده ،یگان دفه دستمال گردنه ایقه دور گردن تارمانند خود پیچ میته که خیال میکنی مرض جاغور داره .میگن پتلونشه به کمک دگرا میپوشه چرا که مثل پوست داستخوانای قاقش چسپیده وایقه تنگ است که وقتی کج کج  راه میره خیال میکنی  فوتبالیست است و  بخاطر شوت کدن توپ آماده گی میگیره، یک عینک دچشم، یک عینک دفرق سر، وزنجیرهای کشال عینکها دگردنش آدمه فریب میته ، فکر میکنی شاید زنکه  پروفیسور اس،اما گپ پیش ماوشما باشه از بس ناکام ماند  دصنف یازده ازمکتب کشیدنش بی ادبی معاف ای خو از مکتب فارغ شدنی نبود آخر مکتب از دستش فارغ شد.

میگه به خاطر زنهای افغان مبارزه میکنم تا حقوقشانه بدست بیارم ،مبارزیمام امتور دوامدار ادامه داره . میپرسم  چرا خودت میخایی حقوق زنهاره به دست بیاری؟ میگه زنهای افغان بی دان و بی زبان اس مه حقوقشانه بدست میارم باز برشان تقسیم میکنم عاطفه واحساس تکیه کلامش است ، همیشه از تساوی حقوق انسانها گپ میزنه ومیگه که باید حق حیوانات را هم مراعات کنیم اما فریب دادن مردم توانایی خارق العادیش اس تا شوربخوری سرت می قبولانه که شیر سیاه است و ذغال سفید.

از کدام جای شنیده که زن و مرد حقوق مساوی داره از امو خاطر همرای همکارا روی ماچی میکنه ، مرد وزنه یک قسم ماچ میکنه ،برش نصحیت میکنیم که اصلاح شو میگه دیموکراسی اس کمی با فرهنگ شوین لطفن! وختی از تاکسی پایان میشه کتی دریور بای بای میکنه، روز صد تا دریور لوده از همی شوق از پشتش روان است .زنهای ره که چادر میپوشن ( ستوپت) صدا میکنه . گدایگراره کثیف میگه و ازپیششان فرار میکنه که به لباسایش دست نزنن، اما روز صد بار قربان و صدقه سگ وپشک همسایه میشه وبرشان کنسرو میخره .

 نیم گپهایش فرنگی اس  بر خرید ماست به دکان رخت فروشی میره ، واگه دکاندار سرش خنده کنه ، میگه بسیار بی فرهنگ استین ای خو آزادی بیان اس شمام حق دارین که بگویین ماس دارین یا ندارین خندیش چیس؟

 خارج رفته بوتایش شارید ،همیشه به تساوی حقوق تاکید میکنه مگر وختی ازش میپرسی که دای ده سال چرا صد دفعه به سفر خارج رفتی وحق دگاره تلف کدی ، قهر میشه ومیگه ای به اسکیل خودم ارتباط میگیره به تو چی ؟به خشونت زن علیه زن باور نداره اما همیشه به خاطر جلب حمایت زنهای داغدیده وخشونت دیده ،بینی خوده چملک کده میگه از مردافغان نفرت دارم ! بسیارظالم اس! مگم وختی که به پروژه های کمک به زنها دستبرد میزنه ، همرای مردا مشترک تقسیم میکنه.باز او وخت مرد وزن برش یکی اس.

یک مهارت خاص داره میفامی چی ؟ دهرمحفل دهرمجلس ودهرجای که باشه از تساوی حقوق زن ومرد گپ میزنه  ودای تساوی حقوق ایقه پا فشاری میکنه که میترسم یک روز نظریه پردازی کده بگویه که مردها هم بعد از ای طفل بدنیا بیارن. نی اگه همتو بگویه کیس که گپشه رد کنه ؟

 

.

 

 

دوسال پیش برای برگزاری جشن هشت ثور ازماه ها قبل آماده گی گرفته شد اما یکی ویکبار این جشن در هشتم ثور به دلایل امنیتی برگزار نگردید این طنز را برای آن روز نوشتم

 

ددلم جشن میگیرم .

وزیر صایب دفاع جشن مبارک !پیروزی مبارک!

 چشششش .... چپ شو گمشو که خبر نشن، مبارک چی،اینالی کدام زار خورده گیش داخل میایه می پرانیما.

خی چی کنیم بادار؟آخر جشن است وی

_لاحول ولا او احمق نمیگم که نگو هیچ نیس ما مزاق میکدیم ای چند روز عسکراره میدواندیم، طیاراره میپراندیم میدیدیم که چطور است بچا تکره است یا نی.

_ آخر وزیر صایب بخدا مردم خو میفامه حالی جواب مردمه چی بتیم اینالی مردم میایه تبریکی، ای خو جشن پیروزی است . هرسال کش وفش داشتیم امسال حالی د درون اطاق هم نمیمانی که تبریکی بتیم آخر چرا؟

میزنه ! گفته که میزنم! پارسال خو فضل خدا اول مه گریختم امسال بخدا گیر میمانم

وزیر صاحب داخله جشن مبارک ! پیروزی مبارک!

ما بچای افغانستان استیم .پشت ازی نیستیم که جشن ما خراب شد یا نی ماتاریخ پنج هزارساله داریم روسه شکست دایم، طالبای متجاوز وپاکستانیاره  شکست دادیم امروز که جشن گرفته نمیتانیم نمیگیریم وی جشن ما دلما آل تو به چی ایقه کتره میگی؟

_ریس صاحب امنیت! جشن مبارک ! پیروزی مبارک!

اوبچه چپ شو که کورت میکنم که دگه گپ زده نتانی ماره کتره نگو مه شش ماه پیش خبرداشتم که جشن نمیشه؟اطلاعات ما دقیق اس مگم ازامو شش ماه تاحال کاری کده نتانستم که جلو ای گپه بگیرم .نماندن ناجوانا . حیف ایقه پوقانه هوایی که به جشن خریده بودن؟ کلش ما واری پُسس شد

ـ ریس صاحب جمهور جشن مبارک ! پیروزی مبارک!

اوبچه آرام باش که دای وخت دکدام بلا نتی ماره .جشن چی ؟ جشن مشن نیس شوله تانه بخورین پردیتانام بند کنین که کس طرفتان سیل نکنه .

ـ خی چی کنم؟ مردمه چی بگوییم؟ شرم اس بخدا شرم اس کتی عسکر 43 ماملکت دنیا جمع خودما آخر امنیت جشنه دکابل گرفته نتانیم ای تغاره شرمه کجا ببریم؟ یک کاری بکنیم آخر،بریم خی یک دفتر گشتک کنیم دامی دفترا آهسته آهسته تبریک تبریک میگیم دگه تیرماره میاریم . تلیفونی هم نمیگیم که تلیفونا کنترول میشه خرابما نکنه .

- نی پشت ای گپا نگرد تمام پروگراما لغو اس

او ریس صایب آخر ایتور خو نمیشه سال به سال پس پس آمده میری آخرش چی میکنی؟یک سال پیش دمنطقه جشن بودیم،سال گذشته دداخل ارگ امسال دداخل اطاقایما جشن اس، سال آینده چی خاد کدی اوریس صایب؟

ـ طالب بیادر خوردم پاکستانام بیادر کلانم به شما مردم چی که دبین ما گپ میزنین؟هیچ مشکل نیس اگه سال آینده هم امتور خفه  بودن مام ددلما جشن میگیریم ای کدام سختی داره؟

 

این را برای فرار گروهی زندانیان محبس کندهار درهمان زمان یعنی دوسال پیش نوشته بودم

 

 پنج صد تن به صفوف مخالفین مسلح پیوستند!

دریک تحول سرچپه نزدیک به پنجصد تن به مخالفین مسلح دولت پیوستند.

این تحول بعد ازآن واقع شد که زندانیان محبس قندهار توانستند با استفاده از امکانات مالی وتخنیکی دولت از زندان فرار نمایند .

شاهدان عینی میگویند که مسوولین زندان با شعار های(خدای دی بیرته مه راوله) آنهارا بدرقه نموده و چند ساعت بعد از مشایعت آنان با فیر های هوایی قضیه را ماست مالی کردند

واکنشها :

پولیس:اخ شکر!اعاشیشان به ما ماند.بیشک بخدا نوش جانما.

مردم:لاحول ولا ای چی حال است ازامی زندان پارسال هم 900 نفر گریخت، آخر ای دولت اس یا کچالو نمیتانه ایلا کنه

پارلمان:تیرتانه بیارین ! بیادرا امی معاش ما چطور میشه، امی شارواله یک بخاییم مدال بتیم که امی زمینای ماره غمشه بخوره.

کشورهای خارجی : ههههههههههه.اینا یک زندانه نگا کده نمیتانن باز شله استن که افغانستانه نگا میکنیم دجان ما شله استن که برآیین خوب تان شد زدنه دیدین؟ تا وخت رفتن ما، دکل دنیا خیله و رسوایتان میسازیم که خودتان  به گریان و عذر ماره نمانین که بریم.

ریس جمهور: اوهی!ای باز چی حال شد؟ او برادرا ماره شرماندین.رسوایی  حمله دوزارت دفاع کجا پاک شد که اینه بخیر زندانیام فرار کد.

 کجا رفته باشن هه ؟

 هله اوبچا قصه تخنیک و گپهای نو اوقه مفید نیس، اونه دیدین که موش واری زمینه غار کدن نه کمره دیدیشانه نه کمپیوتر، امو اودانه پشت درازه کش کنین که یک دفعه اینجه پیدا نشن ، سر دنیا اعتبار نیس لااقل دروازه خو بسته باشه

سال پار یک وکیل مجلس سنا که به وکیل قفاق مشهور است به رسم ابراز محبت به روی یک استاد دانشگاه سیلی زد این را برای اونوشتم

 

بُسا خوب، بُسا خوب، بُسا خوب

حکایت است که درسرزمین بی پرسان مردم مظلوم را وکیلی بودی از خیل زورگویان وزشت رویان که با هرحرکتی خشمگین شدی وچنگ و دندان نشان دادی.

باری این نماینده ی خشمگین مردم با چنگ و دندان بر دکتوران بی نوای یک شفاخانه حمله نمودی وبا لگد به آنان ابراز محبت نمودی

وکیلک چون فضا به زور گویی و بی اعتنایی حکام شهر وداروغه مساعد دیدی خبث طینتش بار دیگر فوران کردی و با لگد وچماق به جان بزرگمردی از تبار نیکان ونیکمردان انگشت شمار این سرزمین که هزاران هزاربهتر ازاورا از زیر دست گذرانده و آدم نمودی افتاده و به مقتضای عادت به این بزرگمرد نیز لگد حواله کردی

حکایت است که دلقکی از تیره وتبار ملا نصر الدین به وی ارشاد  فرموده بودی که ای ناجوان!

ابراز محبت را هزاران راه ورسم است و چه بهتر که این ابراز تنها و تنها با لگد باشد وبس.چه این محبت به استاد دانشگاه ابراز شود یا به طبیب حاذق ویا هم عابر روی جاده

القصه این حکایت را داروغه ی شهر بشنیدی و با تمام اختیار وتوان ازبیم لگد باری او زبان به دندان گرفتی وهیچ حرکتی دربرابر او انجام ندادی

گویند که داروغه هنگام شنیدن حکایت این ماجرا لبخند زدی و تنها دردل گفتی.

بُسا خوب، بُسا خوب، بُسا خوب!

به تو چی؟

پارلمان شروع شد .هه هه هه هه

کتی کل رسواییم اینه باز درآمدم دپارلمان ایسو! یک رسوایی ره بندازم که ندیده باشی.

حق وناحق دگپ خوب وگپ خراب کارت سرخه بلند کو ،میفامی تا شوربخورن باز اینه دوره شانزدیش پوره میشه اگه امی دیگ وامی چمچه بود تا دوره 26 نوکرت دپارلمان اس.

میگن تفرقه بنداز و وکالت کو حالی امی گپه مه پیش گرفتیم یکی ره به نام زبانش، یکی ره به نام قومش، یکی ره به نام سمتش بزن یک چند تا مرغ نو آمده امی نوچندکا، امی جوانکا، او روز یکیش زیاد فلسفه گفت مام دیخنش دست انداختم.

سن وسالشه سیل کو چشم سفیدشه سیل کو.توره به ای گپها چی؟نی تو بگو به امی تو چی؟ امی ملک که مردار شد از امی پخپل سری ها، هنوزپشت لب سیاه نکده وخت دپارلمان درآمد یک چهارتا آدم کشته باشی، یک شش میدان قماره بای داده باشی، یک کش وفش ایسو واوسو قمندانی کده باشی، یگان تریاک فروخته باشی که مردم بگویه ها ولا استی بادار.

تو کجا وای گیم ها کجا؟ بروجان بیادر توره کشش کشته، ماره فشش چی خبر داری که از هر داوا انداختنا و رسوایی کدنا چند میگیریم؟

توبه خدایا توبه ! ما خاک ای وطنه روز صد دفعه معامله میکنیم حالی ای جوانکا آمده جورش میکنه میگه چپ باشین، غالمغال نکنین که مردم دتلویزیونا میبینه ماره بد میگن هه هه هه هه هه

بیچاره خیال میکنه که ما تصادفا داوا میکنیم، نی جان پدر!هنوز آش پارلمانه نخوردی ما پنج سال داوا زدیم وبه مردم نشان دادیم، کی بد گفت و اگه گفت چی فایده کد باز امی مردم به مه رای ندادن؟اگه مرد استی بگو که حاصل کار پنج سالیما غیر از داوا چی بود؟ تو گک دیک روز داوایش دلتنگ شدی؟

 

 

تبلیغات مجانی

طالبان:ما عملیات بدر را آغاز میکنیم!

جنرال پتریوس: حملات طالبان شدت پیدا میکند مردم درافغانستان تابستان  خونینی درپیش رو خواهند داشت.

وزیر داخله درپارلمان: به پیشواز.عملیات بدر ما تمام نیروهای خودرا به جاده های کابل کشیدیم تا دشمن بداند که ما درپایتخت حاکم استیم.

وزیر دفاع:درجنگ بدر قدرت آتش دشمن شدید خواهد بود اما سرعت باد به نفع ما است وما با تاکتیک های متفاوت به کمک 43 کشور جهان به دفاع ازخود ومقامات دولتی ادامه میدهیم تا انشا الله فتح وپیروزی نصیب ما گردد اما به شما اطمینان میدهم که مخالفین قدرت جنگ رویا روی را از دست داده اند واین که درداخل ساختمان وزارت دفاع حمله انتحاری انجام میدهند نمونه بسیار قوی از ضعف وناتوانی مخالفین است.

سخنگوی وزارت دفاع:با تاسف باید بگویم که زلزله شب گذشته شامل عملیات بدر است که طالبان راه اندازی کرده اند.

سخنگوی وزارت داخله:درهفته که بدر آغاز شده شمار کشته شده ها 43 درصد به تناسب هفته گذشته افزایش یافته واما این رقم 23درصد به تناسب ماه گذشته و55 درصد به تناسب سال گذشته کاهش را نشان میدهد وناگفته نماندکه ما 31 درصد به تناسب سال گذشته ضعیف شده ایم و50 درصد به تناسب ماه گذشته قوی شدیم.

نطاق رادیو:وضعیت آب هوا درکشور روبه گرم شدن است کابل با داشتن 35 درجه سانتیگراد هوای گرم دارد ، هرات آفتابی است درکندهار باران میبارد و درمزار شریف آسمان خیله غبار است که همه چیز یک قسمک مالوم میشود این درحالیست که طالبان اعلان نموده اندکه عملیات بزرگ تابستانی خود را بنام بدر درافغانستان آغاز میکنند . از توجه تان تشکر.

 

سلام دوستان ! 

 بیش از دوسال است که این زمینه را به روز نکردم صادقانه، تنها دلیلش تنبلی که نام فیشنی و مود روزش مصروفیت است بود میدانم که معذرت خواهی جایی را نمیگیرد همین شرم مارا بس که نتوانستم دردوسال یک بار سری به شما بزنیم.اما دراین مدت بیکار وبی دستاورد نبودم. هرآنچه دراین زمینه بعداز حکایت رحمان ملک میخوانید،طنز هایی است که درطی همین دوسال نوشتم. این طنز ها دررسانه های کشور به چاپ رسیده اما دراین جا درطی همین چند روز درج خواهد شد. ناگفته نماند که مجموعه ی از طنز های این ویبلاگ زیرنام سنگ قبر نیز به زودی به چاپ خواهد رسید