پیسه تیر کدم
رمضان اس، پیسای تریاکه گرفتیم بخدا، خوده لشم کدیم که برم بخیر کعبهی شریف.
کل سیل های دنیاره دیدم امی حج مانده که امورام بخیر ببینم، خدا غفور و رحیم اس. پیسه حجام به بسیار مشکل پیدا کدم، گفتن حکومت کشت کوکناره خراب می کنه گفتم پیسه تیر کنین نمانین که خراب کنه
تریاکم نزدیک خشک شدن بود، راه ها بند بود حیران بودم که چی کنم یادم آمد که باید پیسه تیر کنم که تریاکه ببرم بفروشم که خشک میشه، که خشک شد چی مه بی آب شوم چی تریاک بی او(آب) شوه هردویش یکی اس.
تریاک رفت قاچاقبر پیسه نداد، بجایش کله کوف داد حیران ماندم که ای بلاره چطور انتقال بتم. پیسه تیر کدم انتقالش دادم دبازار فروختمش ایله بیله که پیسه جور کد. ایسو یک کمی پودر مانده بود از پارسال، نزدیک به دست دولت بفته دیدم که رسوایی میشه عاجل پیسه تیر کدم، پولیس چشم خوده پت گرفت تا شور خورد نختش کدم از ای بلا هم خلاص شدم بخیر!
آمدم که حج برم نامم دقرعه کشی نه برامد، خندیم گرفت، یک دکه گک خورد – پیسه تیر کدم گپ حل شد انشا الله که اول مه دطیاره سوار میشم بخیر. بر حج پلان زیاد دارم، چی ببرم، چی بیارم، یگان روی سیاهی، وبی پروایی دامونجه هم ....
حالی چطور کنی او برادر یک کاری باید بکنم که پیسه حج برایه دگه، خیالای بسیار کلان کلان دارم ببینیم که خدا چی می کنه .
اف اف اف چطور گرمیس به خدا، ای ماه مبارکه ببین که ایلایما نمیته، امروز از تشنگی زبانم برامد.
ولا بروم یک ملاره ببینم، پیسه تیر کنم اگه شوه که امروز کمی وخت آذان بته بیخی بخدا تشنه شدیم ....
سلام به تو خواننده ی عزیز!