آورده اند که سرزمین چرکستان وزیری داشتی نابکار وغدار که ابتکار خرابی دین وویرانی دنیا را به عهده داشتی .القصه روزی که حکام حکومت را اجلاسی بودی شاندار ، این وزیر نابکار با شان وفر فراوان آنچنانیکه شاهان و خسروان را لازم بودی دراجتماع نابکاران حضور به هم رساندی و داد از اسلامیت ، ومسلمانی زدی .
حکایت است که این وزیر نابکار که خدایش بشرماندی دردُم اجلاس با قرائت غلط و نادرست سوره یی از سوره های قران عظیم الشان کوس رسوایی خود بنواختی ودرمیان سیه رویان ، روسیاه تر شدی
شاه از این غلط بخندیدی ودر دل به وزیر لعنت فرستادی که ای نابکار ، مارا که هر روزصدها مرد نادان را به نام دین ومذهب به گرداب هلاکت میرهانیم چنین به ساده گی رسوا نمودی ؟
وزیر به خاک بغلطیدی و اشک ندامت ریختی وداد وفغان کردی که ای سرور من ، زبانم لال باد که من چنین کردم و به ریش چرکستان خندیدم.
شاه ا زاین ندامت خرسند شدی وارشاد نمودی که ای فرزند ! هوشدار که درکار دین ومذهب تغافل ،سنگ به خانه ی زنبور زدن است .سرورما ( شیطان) به ما همواره چنین فرمودی که به ظاهر با دین و درباطن بی دین باید بود. مگر چشمان بی رمقت که به دانه ی لوبیا مانستی تا به چشم آدمی ، نمی بیند که ما با چه نیرنگی از زیر لوای دین به جهان مرگ میفرستیم ؟
گوش دار فرزندم !
تغافل دراین راه درکار نیست ،توکه مانند ما از ادای فرایض ووجایب خود را فارغ ساخته یی سعی بر آن دار تا لااقل سوره ی اخلاص را از برای فریب مردم از بر کنی چه سلسله و تبار ما که به ابلیس علیه لعنه میرسد همواره با چنین نیرنگ زیست نمودی و مردم فریب دادی.
سلام به تو خواننده ی عزیز!