میگم چند میتی ؟

 

قربان خدا شوم به حکمتایش حیران میمانم یگان وخت فکر میکنم امی خراب شده ماملکت ما یک گوشه از دوزخ است باز لاحول میگم که ناروا نگفته باشم .از دست ایقه رشوت وفساد دلم کفیده .ازترس سلام مردمه والیک نمیگیرم که نگوین بتی پیسیشه چرا والیک گفتی.

هرطرف میرم میگه بتی پیسه .چند میتی ؟ راه برو . جیبته بخار. شیرنی مایادت نره .شکرانیش بازیادت نره و...

 

طنز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شو(شب )از گشنگی خوم(خواب).نبورد صوب وخت که چشمم از خو بیدار شد به زن گفتم  امشو چی پخته میکنی؟گفت مربوط به ای میشه که چند میتی که سودا بخرم.

بچیمه گفتم برو جان پدر یک دانه پل ریش از دکان نیکو بیار که ریشمه تراش کنم گفت بابه پیسیت خو بیست روپیه است چندتا پل ریش بیارم و چندشه مره میتی؟

اعصابم خراب شد خودم برامدم پشت سودا امی که چشمم به چشم نیکو خورد گفت لالا چند میتی که کتی برقی رُخِت کنم که برقته دوامدار ایلا کنه. چیزی نگفتم اله پته خانه آمدم چایمه هنوز شپ نکده بودم که کتابچه برق راکت واری سر دسترخان افتاد و پشتش صدای خانم بلند شد که گفت اینیرام امروز تاویل کو که برقه قطع میکنن سه ماه شد و تو تیرته میاری.

لاحول گفتم دویده رفتم بانک که ازدست بیروبار خیال میکدی مغازه کوپون است نه بانک . به صد چال و نیرنگ خوده پیش چشم صراف رساندم اشاره کدم که امی پیسه ره بگیر مره از شرش خلاص کو  گفت چند میتی که بی نوبت پیسیته اجرا کنم؟

گفتم او مسلمان هم پیسه تاویل کنم هم رشوت بتم؟ ای د کدام کتاب است؟

گفت ری نزن حالی امی مود است میتی بتی نمیتی خدا یارت شله نمیشم .

گفتم خو باش باز خاد دیدیم کتی امی گپت بندیت نکدم ناممه میگردانم

دویده دویده آمدم دفتر کتی خود گفتم ای مامورک بانکه که کله زنگ نکنم ایلادادنیش نیستم . عاجل تلیفونه گرفتم شکایت کدم هنوز گپمه پوره نگفته بودم که صدای نفری آمد گفت گمشکو چند میتی که دلشه برت بد کنم ؟

لاحول گفتم تلیفونه د زمین زدم گوشیش شکست رنگم پرید که تاوان ایره کی بته تا شور خوردم پیاده دفتر آمد و خبرشد که چی گله به آب دادیم گفتم ماما قدوس تیرته بیار. یک پسخند کد و گفت مامورصایب چند میتی که تیرمه بیارم؟

گفتم ولا اگه بخوری. صبا قصه تلیفون کلان شد ریس گفت منفکت میکنم چرا تلیفونه شکستاندی ؟ گفتم ریس صاحب به لیاظ خدا مره درک کنین اعصابم خراب شده بود گفت چند میتی که درکت کنم ؟

از دستش شکایت کدم بی ازو هم او(آب ) از سرم پریده بود عریضه کدم به معین وزارت ما پیش معین رفتم گپایمه مکمل نشنید گفت چی میخایی؟ چند میتی که گمش کنم برت؟ برامدم نام اورام پالوی نام ریس نوشته کدم به دفتر وزیر رفتم اشکایم جاری شد از دست ای نامردا به وزیر برق واری گفتم که چی گپ است با خونسردی گفت دجای کدامش مقررت کنم؟ چند میتی که دلته سرشان یخ کنم؟

گفتم قسم است که تورام برباد نکنم اگه بانم .ایتو بم بکفانم که از رسواییش ماملکته ایلا کنین یک ورقه درخواست کلان نوشته کدم به رییس جمهور شش ماه است که پشت دروازای رییس جمهور بوتایم پوست سیر شد مگم کسی نماندیم که برم اونجام چند نفر پیش خود پُسپُسک کدن آخر یکیش آمد گفت چند روز است که میدوی و کارت نمیشه بیا یک گپ برت بگویم که دلم برت سوخت گفتم بگو آهسته گفت چند میتی که اجازیت بتیم بری پیش رییس صایب؟ چیغ زدم گفتم ولا اگه خلاص شوی توام دامی لست شامل شدی خدا پردیته کنه .

خلاصه دیروز تانستم که خوده سر رای رییس صایب برسانم گریه کدم، زاری کدم، گفتم ببینن اینی است مردم سالاری از کی بنالم و ازچی بنالم.

رییس صایب هم دلش سوخت دیدم که خوب صحی جگرشه خون کدیم کمی چشمای خوده پاک کد گفت برادر خیر است کمی تحمل کنین مه ایناره گم میکنم ای نفرایی که توره آزار دادن جزا میتم تو صبا بیا که مه پرسان کنم چند میگیرن که ایناره جزا بتن؟؟؟