رییس جمهور شدن من ...
مه خو نابلد بجانم نمی فامم. میترسم که نشه مردم دجانم بزنن!!! خو خیر .
مگم بخدا ای کار بسیار جنجال داشته. کتی هرکسی که کمی از بینی بالا گپ بزنی قار میشه میره دِ یک کنج میشینه لبایش شتر واری کشال میشه. مگم گپ پیش خود ما باشه مام رایشه یافتیم تاکه شور میخوره که قار کنه مشاورم مقررش میکنم اونه امو است که دانش بسته میشه و قار کدن یادش میره .
یک روز رفتم بیرون از قصر گفتم باش که امی مردمام ببینم که چی گپ و سخن است دَ شار، عجب رسوایی هرکس از هرکنج فغان داشت که او رییس صایب نان! رییس صایب کارکار! یکی دست شکسته خوده نشان میته، یکی پای لنگ خوده، یکی روی چرک اولاد خوده و دگیش دیپلوم خوده، میگه 18 سال درس خانده اماکراچی کشی میکنه
اف اف اف اف
خسته شدم ای مردمام ولا بیخی آدمه رنج میته هرکس یک عریضه خوده پیش کد و مام سربخود امرداده رفتم که حالی از گیرشان خلاص شوم بابا ای چی رقمش است. دَمی بین مردم یک نفر بسیار تیز و چالاک بود امی که طرفش دیدم چشمک کد
ریس صایب چشت چشت او ریس صایب ایسو نی بابا ، چشت
طرفش سیل کدم باز چشمک کد یک مشاورمه پرسان کدم ای چی میگه گفت میگه یانی معامله، یانی که کدام گپ داره که هم فایده تو است هم فایده او، طرفش دیدم خندیم گرفت تیرمه آوردم . موترا و بادی گاردا جمع شدن و ما پس آمدیم دقصر. مَگم چشمک کدن ای بچه مره به خود مصروف کد ای چشمک یانی چی .؟ هه؟
پیش خود فکر کدم که ولا امی یک راه خوب است بیا تو هم چشمکه یاد بگیر امی معامله را نشان میته هرکس خوده کتیت بند کَد طرفش یک چشمک کو خلاص باز تنها برش یک چیزی بتی که دانش چپ شوه سنگ نندازه سررایت، امی گپه کتی مشاورایم دَبین ماندم یکیش گفت صایب ای کار خوب نیس مخصوصا طرف زنها امتو نکنین که وضعیت خراب میشه مردم باغیرت است شورش میکنن بخدا، دگیش گفت نی بابا رییس صاحب خو پدر کل مملکت است، بان گل خشک دَ دیوال نمیچسپه بان که شورش کنه، کل دنیا میفامه که ای چشمک از چشمکای دان لیسه دخترا نیس یک چشمک سیاسی است کل مَکل و شور مشور زیادشد دیدم که ولا گپ خراب میشه و کم اس از امی چشمکم یک کتاب نوشته شوه گپه چپ کدم . وخت نان بود آشپز بره کُلما نان آورد طرف آشپز دیدم یک چشمک کدم چند دقه باد دیدم که نانمه از دگرا کده چرب تر است، گفتم ولا یافتم مزی چشمکه، دگه روز نمایندای مردم آمده بود؛ طرف یکیش دیدم چشمک کدم، او هم مره دید چشمک کد فامیدم که فامیده گوشه آوردمش گفتم چی میگی گفت بیا یک معامله، کتیش گپ و گوی کدم دیدم که ولا گپ سُر گرفت . باد اَُُزو هرجای که میرم چشمک میکنم امی چشمکا بسیار کارایمه جور کده .
دگه روز بازام رفتم که دگه دشار چی گپاس باز امو لنگ و لاش و سرلچ و پای لچ دور وبرمه گرفتن، یک زن بیوه گریه میکد یتیمایشام کتیش بود گفت: یک سال است شکم سیر نان نخوردیم، بخدا از شما چی پت کنم مرام گریه گرفت تاشور خوردم مشاورم گفت صایب تیرته بیار ایرقمی لکها دانه است برِ کدامش زود گریه میکنی خدا بتیشانه ؟
طرفش دیدم چشمک کد مام دلم خون شد یک چشمک کدم، اشکایمه پاک کدم تا دَموتر بالا شوم که یک صدا آمد اورییس صایب او رییس صایب طرفش دیدم کالایش دجانش گریان میکد از کهنگی، ُخودش قاق زرد و زار و بیچاره، کلیش کاسه تنبور واری ایستاد بود؛ گفتم کیستی گفت معجزه قرن.
لاحول گفتم کلیمیمه خاندم بازگفتم چطور؟
گفت مره ماه 2000 معاش میتی 3000 تنها کرای خانیم است خو ای معجزه نیس که مه زنده ماندیم؟ طرفش دیدم وضعم خراب شد عاجل گفتم معاشته زیاد میکنم و یک چشمک کدم اوهم چشمک کد گپ خلاص شد .دَ دِلم گفتم کی داد کی گرفت .
دگه قارم آمد گفتم بخدا اگه برم دگه بین شار و پیش مردم، ماره تیر، دمِ قصرک خود میشینیم تیرماره از شما واری مردم .
ولا از شما چی پت کنم دَایجام رسوایی است. هردقه یک گپ نو، یکی دَقصه قوم خود است؛ میگه از ماکده مستحق کسی نیس، نشنلیستی را خو بان فاشیستی را شروع کدن، یکی دَقصه جیب خود است؛ تاشور میخورم میگن فلان وزیر اینقه پیسه را زده، یکی دقصی اولاد خود است؛ خارجی ها ی خدا ناترسام هردقه که سرشان ازیک غارموشام فیرشوه مردمه قتل عام میکنن وخوش خبریشام یک کله کتی سرخ مویش میاره که اینه اینطور زدن کدیم که ملکه خاکباد گرفته. مام حیران ماندیم که چی کنم مام دقصی خود استم. مگم مه امقه میفامم که کسه نباید خفه بسازم کتی هرکس راه میرم و دلشه بدست میارم .
کلانا گفتن "دل بدست آور که حج اکبر است" مام خوده داَمی حج شریک میسازم پناه به خدا هرکسه دلشه بدست میارم، کتیش معامله میکنم، برش حق میتم، برم حق میته، نشنیدی که گفتن:
حق بتی، حق بگیر، پاچایی تام مفت !!!
سلام به تو خواننده ی عزیز!