تبليغاتX
سنگ قبر
سنگ قبر
طنز برای افغانستان
سه شنبه 1389/10/14


حکایت رحمان ملک                                                                                                                   

آورده اند که سرزمین چرکستان  وزیری داشتی  نابکار وغدار که ابتکار خرابی دین وویرانی دنیا را به عهده داشتی .القصه روزی که حکام حکومت را اجلاسی بودی شاندار ، این وزیر نابکار با شان وفر فراوان  آنچنانیکه شاهان و خسروان را لازم بودی  دراجتماع نابکاران حضور به هم رساندی و داد از اسلامیت ، ومسلمانی زدی .

حکایت است که این وزیر نابکار که خدایش بشرماندی دردُم  اجلاس با قرائت غلط و نادرست  سوره یی از سوره های قران عظیم الشان کوس رسوایی خود بنواختی ودرمیان سیه رویان ، روسیاه تر شدی

شاه از این غلط بخندیدی ودر دل به وزیر لعنت فرستادی که ای نابکار ، مارا  که هر روزصدها  مرد نادان را به نام دین ومذهب به گرداب هلاکت میرهانیم چنین به ساده گی رسوا نمودی ؟

وزیر به خاک بغلطیدی و اشک ندامت ریختی وداد وفغان کردی که ای سرور من ، زبانم لال باد که من چنین کردم و به ریش چرکستان خندیدم.

شاه ا زاین ندامت خرسند شدی وارشاد نمودی که ای فرزند ! هوشدار که درکار دین ومذهب تغافل ،سنگ به خانه ی زنبور زدن است .سرورما ( شیطان) به ما همواره چنین فرمودی که به ظاهر با دین و درباطن بی دین باید بود. مگر چشمان بی رمقت که به دانه ی لوبیا مانستی تا به چشم آدمی  ، نمی بیند که ما با چه نیرنگی از زیر لوای دین به جهان مرگ میفرستیم ؟

گوش دار فرزندم !

تغافل  دراین راه درکار نیست ،توکه مانند ما از ادای فرایض ووجایب خود را فارغ ساخته یی سعی بر آن دار تا لااقل سوره ی اخلاص را از برای فریب مردم  از بر کنی  چه سلسله و تبار ما که به ابلیس علیه لعنه میرسد همواره با چنین نیرنگ زیست نمودی و مردم فریب دادی.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 11:8 بعد از ظهر
دوشنبه 1389/09/08


خبر:

ریس جمهور اوباما درجریان بازی باستکبال   توسط یک ورزشکار مصدوم شد . آقای اوبامادر این بازی از ناحیه ی روی آسیب دید وگوشه ی لبش پاره شد . دکتوران معالج آقای اوباما گفته اند که این زخم با دوازه کوک دوباره دوخته شده است.

واکنشهای جهانی :

رسانه های امریکا : اوه .واقعا تاسف بار است . حالا وضعیت پریزدنت چگونه است آیا میتواند شامپاین بنوشد ؟ او باید استراحت کند. ما برای سلامتی پریزدنت دعا میکنیم .

مردم انگلیس : هههههههه باستکبال کار هر کس نیست .این بازی را تنها   انگلیسها پیش برده میتانن  کسی که افتخار تابعیت بریتانیایی کبیر را ندارد نباید جرئت کند تا دراین چنین بازی ها اشتراک داشته باشد.

آلمان : بازی باستکبال  کار ساده نیست تنها خو گپ دقد دراز نیس. صد چال و فن دگه لازم داره  باید ازکودکی ورزشکار بود ، آدم اوه دیده موزه ره   ازپای میکشه اگه نی امتور میشه که اینه شد .

مقامات روسیه :اوه  لعنت به شیطان. ای یک شانس بد است  ، صدراعظم ما جیدو میکنه تا امروز هیچ چیز نشدیش  حتما اوباما گرم  بوده اگه نی آدم  ایقه آدم کلان  ایتور بی فکری نمیکنه .

حکومت ایران  : احسنت !  دسیسه های شیطان بزرگ بلاخره گریبان گیر خودش شد  دعا های ملت ایران بلاخره پوزه ی استکبار جهانی را به خاک مالید  این مشیت الهی است که دهان اوباما  شکست تا غیبت ملت بزرگ ایران را نکند

جنرالان پاکستانی  :ما نمیدانیم که دای کار دست القاعده است یا نی اما خدا وراستی اگه ما خبر باشیم .هرچی فساد که دروی زمین جاریس ازدست پاکستانیس اما ایقه  هم نمک نشناس نیستیم که دست ما به لب اوباما برسه

کاسه های داغتر از آش افغانستان : ویش بیچاره اوباما صایب ، شکر که دچشمش نخورده ، دردش دکوه وصحرا بخوره ای کدام غول بیابان بوده که فکر خوده نگرفته ؟ دان ریس جمهوره سیل کو و مردکه حیوانه سیل کو که  خر واری کتی آرنج خود اوگارش کد.   توبه توبه   ای مردم بخدا اگه نزاکته بفامن اگه  روی بتیشان  سر شانایت سوار میشن.

خدا کنه بخیر جور شون  کاشکی ده افغانستان میبودن  کمی شیر و مملایی میگرفتن بخیر  گل واری جور میشدن .

دولت افغانستان: ولا ای یک کار بسیار بد شده  جمهوری اسلامی افغانستان تاسف عمیق خود را دراین مورد  ابراز میکند و دستور میدهد تا برای تحقیق چگونه گی این موضوع یک کمیسیون ایجاد شود.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 6:4 بعد از ظهر
یکشنبه 1389/08/02


 

ولا اگه بیافیش !

ملل متحد اعلان کد که شصت فیصد مردم افغانستان به مریض های روانی مبتلا استن . یانی بی ادبی معاف از هر ده نفر شش تایما پاگل استیم وچهارتایما جور. چرت و سودای ای گپ زیاد مردمه کله ونگ ساخته هرکس فکر میکنه که ازجمله شش نفر اس یا چهار نفر

مه که فکر میکنم از ترافیک روی سرک که خوار ومادر موترواناره  دلاسپیکر دشنام میته یا  شاگردای مکتب که معلم خوده کتی چاقو میزنن گرفته  تا مامور دولت که نان نداره که بخوره باز کارت تلیفون رشوت میگیره،  شکر فضل خدا کلما از اموجمله شش نفر استیم و یگانتا چهارتایی اگه دبین ما ناغلطی تیر شده  باشه گفته نمیتانم .

ا زآدم خان( روغ لیونی ) که خوده یک لنگ پروفیسور میگیره وازدور قواریش میگه که از جمله شش نفر است پرسان کدم که ای احصایئه درست است یا نی خنده کد ،پخ ماند و بیره های شاریده و دندانای کرمی خوده که آدمه به فکر خانه گرگ مندازه نشانم داد رادیو گک خورد  خوده که همیشه بیخ گوشش است خاموش کد و بسیارجدی گفت :

قند آغاجان .از اول تا آخر کلما شش تایی استیم  از چهارتایی چی پرسان میکنی؟ کدام جور دبین ما پیدا کده میتانی ؟ از کلانما که دیک دقه گپ زدن سه دفعه خنده میکنه و شش دفعه گریه که حساب کده بیایی  تا خوردماکه به یک شکم نان سرنوشت پنج ساله خوده میفروشه وبه یک آدمی که  از خودش کده لوده تر اس  رای میته حساب کو وحاصلشه ببین که شش میشه یا چهار؟

حیران طرفش سیل کدم یک دوقدم از پیشش دور نشده بودم که صدای قاه قاه خندیش بلند شدو باز صدایم کد.

اوجوان ! اوجوان بیا سطله بگی حوضه پرکو.

گفتم خیریت ؟

گفت : امی دقه خبرا گفت که شصت فیصد مردم ماملکت ما مریض روانی است وبه تداوی ایقه مردم دوتا داکتر روانی داریم وبس. حالی تو بگو که به ای مشکل کلان ای تدبیر درست است؟ و  از روی امی گپ اینالی ازبالا تا پایان کدام آدمی که شامل چهارتایی ها باشه دبین ما  پیدا میشه ؟

ولا اگه بیافیش


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 10:26 بعد از ظهر
پنجشنبه 1389/05/14


خیر اس که موردی مه بخشیدیمت .

صایب امی کلانشه نام گرفته از لست بکش که مه اونجه واده کدیم

_ نمی کشم ایتور که شد گپ خلاص میشه

_ اوصایب خیر است حالی مره نشرمان

_ مره به توچی دلم شد میبخشم دلم شد میکشم به کس چی ؟اینه اینی مردماره بگوکه دگه بیخار استین برین خوش خوش چکر بزنین مه کتیتان کار ندارم

_هه هه هه هه هه هه  او بادار ای خو دوتایش مورده ، مورده را بخشیدی ؟  ایلا کو بابا  پشت مورداره از زنده گپ بزن امی چند تا گکشه که ببخشی گپ حل است.بگی یک کاکه گی کو امیناره از خاطر مه ببخش . 

_ برو ایلایما بتی تو چی خاطر داری پیش مه تو نمیفامی ای تخنیک اس تخنیک . مورده را ببخش که زنده از وارخطایی غار بپاله .

_ حالی بابا مورده رفت مورد. خودش میفامه وخدایش ، اگه نبخشی چی کده میتانی ؟ هیچ نبخش چی از دستت میایه

_ او ساده مه که نبخشم بسیارگپا میشه  .اول ای که زندا شیرک میشن ، دوم  اگه نبخشم پیش چارتا مردم دنیا کم میایم، دای یک هنر است مردم میگه که اونه کاکه است . دیدی که دخوست مردمه کشتم بازکاکه گی کدم ود خانیشان گوسفند روان کدم خیر وخلاص. حالی یادگرفتیم سابق یک لک افغانی  تاوان هر مورده را میدادم حالی 5 هزار یک گوسفند میخرم قصیشه بند میکنم . مه که میفامیدم که تاوان شما مردم یک گوسفند است ناحق دای هشت سال برتان دالر دادم.

_ خیر است حالی هرچی میکنی  بکو مگم امی چندتا آدمه ببخش که نامشه از لست بکشیم دنیا گل وگلزارمیشه

_ هیچ نشه . نه میبخشم نه یادشه کو . اوکه بخشیده شد فلم خلاص میشه ،نه توجای داری دای ملک نه مه.

اینمی گپم اس اعلانش میکنم میگم که  خیر اس که موردن بمرن مه خوبخشیدیمشان


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 9:16 بعد از ظهر
دوشنبه 1389/03/24


مره خو نمی ُکشن  

ریس صایب مردم فغان دارن کلش ناراض شده .

چی میخاین ؟

میگن کتی مخالفین  زیاد نرمش نکنین که باز سر شانای ملت سوار میشن . 

بگو به شما چی

_صایب راست میگن بخدا یادتان است که مردم اختیار ریش خوده نداشتن  ومرد وزنه یک قسم لت میکدن ؟

به تو چی !

صایب آدم کش استن ، مردمه پوست کدن ، خودت خو میفامی

خوب کدن به کس چی

صایب آخر شما ریس جمهور استین زعیم استین زعیم خو مدافع  مردم است اونا مردمه قتل کدن  عین ریشه ی درخته جویدن و زمینه دندان کندن حالی گذشته گذشت مگر یک کمی سرشان سخت بگیرین اگه نی داوای پادشاهی میکنن باز برشما عذاب جور میشه اینه به مه غرض نیس ازمه گفتن بود صایب .

خوب کدن خی چی کنن ؟

صایب به ای قسم خو نمیشه ،آخر مردم از پیشتان ناراض میشن

چطور نمیشه اینه خو میبینی که شده روان اس

صایب آخر ای کاسه صبر لبریز میشه مردم رسوایی میکنه باز خاک به دانم شما ....

ری نزن همسایه ها کتیماس

صایب ملت همرایتان که نباشه همسایه را چی میکنین ؟

بان که نباشه ، ملت چیس ؟

صایب ، مردم خفه میشه . شمابرادر میگین اونا عین یک طفل هفت ساله  ره سرش بهانه گرفته و  اعدام میکنن اخر ای چی رقمش است

به مه چی مره خو نمی ُکشن.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 8:51 بعد از ظهر
چهارشنبه 1389/03/05


مردم چی کاره س؟

_ ببخشین جناب د جنوب افغانستان  یک حمله انتحاری شده مردم ملکی کشته شده قوای خارجی هم فیر کدن اونا هم  مردم ملکی را کشتن ، هدایت چی است

_ساحه را محاصره کنین ، دسرکها  برموترا انسداد ایجاد کنین ، صبا  منطقه را دیوار سمتی بگیرین و سرشام سیم خاردار ،مردمه اجازه رفت و آمد نتین  سرکه بند بندازین خلاص.

                                دوسال بعد

_ جناب درپایتخت یک انفجار شده مردم ملکی هم کشته شده  ،هدایت چی است  ما ....

_ گپ اضافه نزن ، منطقه را محاصره کنین ، بر موترها انسداد ایجاد کنین ،صبا منطقه را دیوار سمتی بگیرین وسرشام سیم خار دار ،مردمه اجازه رفت وآمد نتین  سرکه بند بندازین خلاص .

                                 چهار سال  بعد

_جناب در روبه روی ما انفجار شده  ، شیشه های دفتر شما هم شکسته حتی میز و چوکیتان هم خراب شده  مردم ملکی کشته شده هدایت ......

چی بد میکنی چرا فکرتانه نمیگیرین عاجل ، منطقه را محاصره کنین ، دسرکها  بر موترها انسداد ایجاد کنین ، صبا منطقه را دیوار سمتی بگیرین وسرشام سیم خار دار مردمه اجازه رفت وآمد نتین سرکه بند بندازین خیر وخلاص.

                                 شش سال بعد

_جناب راپور است که دنزدیکی موقعیت نفر اول انفجار میشه هدایت چی است .

_  هنوز خو نشده کمی احتیاط کنین بچاره بگویین که متوجه باشن ،یگان آدم مشکوکه نمانین ، منطقه را محاصره کنین ، دسرکها بر موترها انسداد ایجاد کنین ، صبا منطقه را دیوار سمتی بگیرین وسرشام سیم خار دار مردمه اجازه رفت وآمد نتین سرکه بند بندازین خیر وخلاص

_جناب ! ای چی حال است ، کمربند امنیتی ما از دور افغانستان به دور ساختمان دفتر کار  ما محدود شده آخر بد است مردم چی میگن ، شرم اس شرم . ما به ای مردم هیچ کاری کده نتانستیم هر روز مردم کشته میشه آخر یک کاری بایدبکنیم کل گپ خو به سرک بند انداختن جور نمیشه آخر مردم حق دارن از سرک وشار خود استفاده کنن نصف شاره دیوال وچک وسیم خار دار گرفته .آخرای شار است یا زندان مه ...

_ زیاد گپ نزن احمق! مردم چی کاره س ؟ امی دقه دستور میتم که محاصریت کنن ، دزندان بندازنت  ، فامیلتام نمانن  که همرایت ببینه ، میگم سر رای شان انسداد ایجاد کنن  ، پیش رویشان  دیوال سمتی بگیرن  سرشام سیم خاردار خیر وخلاص 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 10:19 بعد از ظهر
چهارشنبه 1389/02/29


خی چی کنم وی؟؟؟

_  ببخشین خوده معرفی میکنین ؟

_نامم ژآکلین است ولد جمعه گل .

بسیار معذرت میخایم امی ژآکلین وجمعه گل بسیار از هم دور نیس؟  یانی منظورم که از دو تمدن بسیار دور از هم حکایت نمیکنه ؟

_ نی اوتور نیس نام اصلیم بس کوکو است حالی ازخاطر انتخابات کمی فیشن کدیم که رای ببرم.

_ شما به نظرتان چقه محبوبیت دارین دبین مردم ،یانی چقه مردم سرشما اعتماد کده میتانه که برتان را ی بته تا شما نماینده مردم شوین ؟

_ اعتمادشه نمیفامم اما بسیار محبوبیت دارم ، الله  که از مکتب طرف خانه میرم و ازخانه طرف مکتب صد تا نامه دوستت پیش رایم میفته  ، چهل تا موتر پیش پایم برک میگیره میگه بیا که برسانمت عین شو شو( شب ، شب ) دخانه  ی ما سنگ مندازن ،تنها امی عاشقایم که برم رای بتن مه سه دفعه وکیل میشم یک دفعه را خو بان ،  امی از محبوبیت است دگه وی.

_خوب تشکر . ببخشین شما برادر !  خوده معرفی کنین وبگویین که چطورشد که خوده کاندید میکنین بر ازی که نماینده ی مردم شوین

_ تشکر از سوالتان سوال بسیار خوب و بجای بود مه به ای سوال صد نمره میتم بعدا به جواب سوال شما عرض کنم که مه یک آدم شناخته شده استم  خیال میکنم هزاران هوا دار وطرفدار دارم که هرشو مره دتلویزیون میبینن  وباز وختی دشار و بازار میگردم میبینم که همگی زیر لب چیزهایی میگن و طرفم سیل میکنن امی از محبوبیتم است و مه خوب باور دارم که دزیر لب مره تعریف میکنن .

نام خدا ، تشکر . ازیک برادر دگه میپرسم که چرا خوده کاندید کدن؟

ولا مام امتور بخدا جان ، مه ایقه نفر  از پشتم است که تنها امونا برم رای بتن مه میدانه میبرم تیر ماره از دگایش به کس دگه ضرورت ندارم

ببخشین شما چی کاره استین ؟ ، البت کدام آدم کلان استین

نی پدر قاچاقبر استم ،ازما خو مالوم است که کلگی از خوداست هیچ جای سوال نداره  دای ملک اگه یک نفر حق کاندید شدنه  داشته باشه او ما استیم وبس  

_ تشکر ، وشما برادر! چی فکر میکنین که چرا باید شما وکیل مردم شوین و چطور خوده کاندید کدین ؟

_ تشکرمه خوده کاندید کدیم که از کش وفش ولپ وجپش لذت ببرم ، چکر، بادی گارد ، مردمه سیلی زدن ، بی نوبت و غیر قانونی کاره اجرا کدن، حق وناحق سفر رفتن و دکرتی هر کس خوده چنگک کدن، زمین به زور گرفتن ، معاش دبل گرفتن ، حق  وناحق سر هرکس پتکه کدن ، تا بزغاله و گوساله ی قومته دیک جای پر پیسه چخ کدن ، کمیشن کاری کارهای کلانه  گرفتن ، از مرغ هوا باج گرفتن ، خوده پنداندن و دروی مردم تیغ کشیدن ، یگان قاچاقکه زدن وازپیسیش یگان بلدنگکه آباد کدن ، غم اولاده اولادی خوده خوردن ،وده یگان میدان رسوا شدن

هههههههه از کدامش بگویم او بادار!  وکیل شدن یانی سند معافیت بدست آوردن، او پدر اینقه مفاد داره خی اینالی تو بگو که وکیل نشم؟  خی چی کنم ؟؟؟  


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 10:44 بعد از ظهر
شنبه 1389/02/11


مگم کاشکی که زنده برسی

 بخدا از ایجه کده امریکا و اروپا  خوب است خاکباد خو نداره .دلکم بسیار تنگ است خوده کشتم که چی چاره است که از ای ملک  خاک پر که هردقه کشتن کشتن است خلاص شوم هیچ رایشه نیافتم  ای وطنام  ساجق واری چسپیده دجانما ایلایما نمیته.یگان دفعه فکر میکنم که از خدا چی کم میشد که مره داروپا به دنیا میاورد باز لاحول میگم که مفت کده دکفر گرفتار نشم!؟ای سرشام جنجال است نی که باید گپته برابر بوتت بزنی اگه نی میگن کافر استی و خلاص.

دامی چرت وفکر بودم که حاجی شاقند که خدا نشرمانیش برم زنگ زد امی که بلی گفتم گفت او بی دین کجاستی که درکت نیس؟

خنده کدم گفتم حاجی بابه استم امی گوشا خوده قایم کدیم .

گفت شکر که تیار و تکره استی مگم ناجوان هیچ خبرماره نگرفتی قدوس جان بچیمه بخیر روان کدم اروپا  کتی اولادایش ،کار کیس شاکر دجریان است سه دفه پت کده رفته اسلام آباد وبه زنم  هم یک کیس بیوه گی جورکدیم دامی روزا او هم میره خیر وخلاص تو چی کدی دکدام وضعیت استی .

گفتم حاجی بابه خدانکنه که خانم تان بیوه شوه خی شما کی و چی استین که او بیوه اس .

 گفت او لوده او ره بیوه انداختیم که بره امریکا کتی اولادا ، مام باز ازپشتشان یک راه جوری میکنم یک گپ جورمیکنم که برم غم مره نخو ، زیاد گپ نزن بیا که برت یک خو دیدیم بیا اله دگه مه خانه استم .

دوان دوان رفتیم و حاجی که نام خدا بادازی که دفه پنجم حج کده بود رنگ ورویشام سرخ و سفید شده مره دبغل گرفت و چند تا ماکم ماکم احوال پرسی کد و برم گفت او بچه بگی یک جرئت کو .

گفتم  چی جرئت حاجی صایب ؟

گفت تو خو خبرداری که آزادی است آزادی بیان  آزادی کلام و آزادی هرچیز  . بگی دامی راه برت یک کیس جور کو سرت یک تهمت کو ،پشت کسی گپ نزنی که میکشیت ، پشت خدا و رسول هرچی میگی بگو بادازو بگریز  امی بازار بسیار گرم است  تا شورخوردی بس فامیدی که جیت  واری میری .

گفتم توبه توبه او حاجی تو چی میگی از خدا بترس خودم سرخود عریضه کنم ؟

گفت اوساده حالی هر روز نمیبینی که یا مردم ما د دریا غرق میشن یا قاچاقبرا سودایشان میکنه خو ببین نی که مود مود خارج است خی تو از کی و ازچی پس استی که مه گوش و بینیته امیجه ببرم ؟

 گفتم نمیشه

دندانای کرم خورده  خوده نشانم داد وخوده پخ کد ، گفت لالایم خوده ناحق شله نکوحالی میدان میدان امی گپاس  فقط  یک دان گپ بگو سر کسی ری نزن تا شور خوردی صدتا خریدار پیدا میکنی کی  داد کی گرفت، رفتی که میری کیس جور کو کیس برای برو از ای ملک هرچی اس ازای کده بهتر است اگه ددریا غرق شدی یا قاچاقبر سودایت کد ری نزن دریام دریای اروپاس و قاچاقبرام قاچاقبر اروپا  هردو طرفش فیشنی اس نام داره گپه میفامی نام داره  نام .

 برو اروپا که عیش کنی!  مگم خداکنه که  زنده برسی وخوش باشی .

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 8:1 بعد از ظهر
شنبه 1389/02/11


شکر که تنها تلیفونمه زدن!  

الماسک زده ها واری وارخطاشدم . میفامی تلیفونمه زده بودن ، تلیفونک ناز مه که دنیاره به یک صدای زنگش برابر نمیکدم .اخ که چی انسانهای بی احساسی امقه فکر نکدن که اگه به مه زنگ بیایه کی جواب بته

دلم تنگ ء تنگ شد خوده هزار لعنت کدم که چرا اموره مثل یگان کاکای قدیمی زنجیرک ننداخته ودگردنم نکدم مه چی بفامم آخر خیال میکدم که لااقل امنیت تلیفونم خو تامین است اگه ازسرمایه دارا و مردمای چاق وپیسه دار نیس نباشه به مه وتلیفونم چی .

جگرخون وسرگردان طرف خانه رفتم  بچیم گریه کده  سر رایم دوید گفت پدر امروز دراه مکتب کتابچیمه یک بچه چور کد گریخت هرچی پشتش چیغ زدم دویدم هیچ کس صدایمه نشنید پدر دگه روز اگه بکسمه بگریزانه چی کنم ؟

دهمی فکر وچرت روان بودم دفعتان صدای فیر شد . دیدم چند تا آدم یک جوانه کش وکوب کده طرف یک موتر شیشه سیاه بوردن  وارخطا شدم تا شورخوردم انداختنش دموتر وبوردنش .مردم جمع شد گفتم چی گپ بود گفتن اختطافش کدن تاجر بود.بیچاره هرچی چیغ زد هیچ کس صدایشه نشنید .

کمی ترس خوردم زود طرف خانه دویدم هنوز دکوچه نرسیده بودم  که موتر همسایه ما به بسیار سرعت از کوچه برآمد  دبین خاکباد خودشه دیدم که ازپشت موتر میدوه  وارخطا پرسانش کدم چی گپ است گفت بورد ازبرای خدا موترمه بورد موتره گریختاند  دزد ! اله نمانین دزد!  دزد !

 اما هیچ کس صدایشه نشنید .

از ترس عرق کده بودم از خود ترسیدم  زوده خوده دخانه انداختم دیدم همگی پیش روی تلویزیون شیشتن وتری تری بیانیه ی جنابه  گوش میکن پرسیدم چی گپ است؟ چرا قار است .؟

برادرم آهسته وبه تشویش گفت : قار است میگه از ملیاردها دالر پیسه که خارجی ها کمک کدن نصف زیادشه زدن .

پیش خود حیران شدم .

 

 آآ، جان بیادر.  دای ملک از سر سرک که زدن و چورکدن است تا خود مقصد جای.هرکس میزنه وهرچقه که برابر شد میزنه .

هزار بار شکر کشیدم که ازمه تنها تلیفونمه بوردن اگه کدام  تاوان دگه کنم  کی  صدایمه خاد شنید ؟
ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 7:55 بعد از ظهر
سه شنبه 1388/10/15


به مه غرض نیس

 

رد ، تایید ، رد ، تایید ، رد رد رد ، تایید تایید ، باطل  سفید .... 

اخ که دلم درگرفت ازدست ای آهنگ بی سرُ و لی . یک سال دونده گی ،یک عمر بافنده گی ، یک ماه چسپنده گی وماست مالی و واده دادن آخرش رد ،رد ،رد.خی از کجا کنم آدم به دلتانه؟

راستش بادازی که دانتخابات تنهایی، اول شدم فضل خدا بازارم گرم شد . دتیله گکان وخوش آمد گویی ، امو کسایی که پشت سرمه بمبارد میکدن و به حریفا رای کومک میکدن هم یکی ویکبار جامه بدل کدن ودصف مه آمدن مگم فضل خداست که نشانیشان کدیم داوای معاونیت مره میکنن باز که شله شوی دمعاونیت یک ریاستک عادی هم قانع استن .

دروند اول خو امتوری که گفته بودیم نفری هایی که چت شدنی بود چت شدن بخیر. خدا خیر بته ولسی های ماره که به گپ استن که گفتی نباشه، نیس دگه .

راست راستی وختی که امو کسایی ره که دای میدان مسابقه بای دادن و مه از وخت میفامیدم که بای میتن میبینم ددلم از خنده چارپلاق میشم .شله گی میکنن باز که زدیشانه لبایشان شتر واری کشال میشه ، اعلامیه میتن ، تهدید میکنن هه هه هه هه .

حیران به ای حریفا استم که دایقه سالا کتی مه بودن لااقل ازمه نه تخته شارته یاد گرفتن ، نه کشت وماته ونه هم رخ دادنه دهیچ راه، یار نیستن بازپفشان دنیاره گرفته، توبه خدایا توبه .

خو برو فضل خدا که امو آدمایی که دروز بد مسابقه همرای مه ناخراباتی نکدن وتا زور داشتن صندوق بار کدن به حق خود رسیدن. امونایی که به مه نیکی کدن و صندوقای حریفاره ددریا انداختن امروز ثمرشه چشیدن.

بخدا امی گپ راست بوده که گفتن نیکی کو و ددریا پرتو .ثمریشه باز دبیابان سوزان میبینی

سردگایش خبر نیستم باز یک روند دگه یک کله  جنگی مندازمشان گنگسایش میره پشت کارش جورایش میمانه، میبره یا بای میته مه کارمه کدیم به مه غرض نیس دای ماملکت دل کس که به کار نبود هزار بهانه میتراشه اونه پنج تایش رای بالا داره میتانن که خوده دپنج بهترین شامل کنن ورای خوده از طریق اس ام اس بدست بیارن وی

مگم بخدا یک گپ بسیار برم جالب است مه باید باز از نو شعر بگویم تا که  ولسی هاباز برش کمپوز جور کنن

رد رد رد.

 یا

  تایید تایید تایید .

اففففففففففف  کو ایقه  حوصله ؟
ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : لطف الله راشد در ساعت 11:13 بعد از ظهر